اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

232

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

قوت هر تني 38 يكسان نيست ، و نيز بعضي را چنان اتفاق افتاده باشد ، كه مادر او را حمل از پيش 39 پاكي بوده باشد . و بعضي از آنكه از حيض پاك شده باشند ، تا بدان سبب ماده تولد كند ، فرزند پاكيزه تر و تن درست تر و آفت " آبله " به دو كمتر رسد . و بعضي را حمل وقتي ديگر اتفاق افتاده باشد و ماده تولد او به اخلاط 40 آميخته بود ، فرزند نادرست تن باشد و آفت " آبله " و بيماريها به دو ، بيشتر رسد . پس بدين سبب‌ها ، بعضي را " آبله " زودتر برآيد و بعضي را ديرتر و بعضي را كمتر ( 1 / 269 ) و بعضي را بيشتر و بعضي را به سلامت و بعضي را خطرناك . و برين قياس واجب مىكند كه جوانان را " آبله " برنيايد ، مگر جواني كه او را در كودكي برنيامده باشد ، يا اگر آمده باشد اندك آمده باشد ، يا مزاج او گرم و تر باشد و غذاهاي گرم و تر بسيار خورد تا خون از رطوبت پاك 41 شود . بدين سبب ممكن است ، كه اگرچه اندر كودكي " آبله " برآمده باشد ، اندر جواني باز بر آيد . و هرچه از اين نوع باشد ، جوشيدن خون او عارضي بود و مردم پير را " آبله " برنيايد ، مگر وقتي كه هوا بد باشد و بيمارى 42 در آن شهر برآيد يا هوا بد ، و بخار ، و نفس بر ايشان اثر كند . همه تن و سستي و ماندگي و ترسيدن در خواب و سرخي چشم و دمعه و خارش بيني ، و بعضي را سرفه و درد گلو 43 و گرفتگي نفس و گرفتگي آواز پديد آيد . و " آبله " ، سفيد يا سرخ يا زرد باشد و اندك و پراكنده ترو اميدوارتر ، خاصه آنچه زود بيرون آيد و زود پخته شود و آنچه پهلوها دارد و در هم پيوسته بود و بنفش يا كمد 44 يا سياه باشد و بر سينه و شكم بسيار باشد و دير بيرون آيد و دير پخته شود ، خطرناك باشد ، و اگر نخست " آبله " بيرون آيد ، پس تب آيد ، سخت بد باشد . و اگر تب گساريده نشود ، پس از آنكه " آبله " بر آيد 45 هم باشد . علاج آن ( 1 / 270 ) هرگاه كه اندر شهر ، " آبله " بسيار باشد ، كساني را كه آمده 46 نباشد ، فصد بايد كرد يا حجامت ، و از گوشت و شيريني و چيزهاى گرم پرهيز كردن ، و با آب ميوه ها طبع پديد كردن و فرود آوردن . و چون " آبله " برآيد ، هواي خانه ، معتدل بايد داشت ، و تن به جامه پوشيدن داشتن ، و جرعه جرعه آب سرد دادن ، و صندل و كافور بويانيدن ، و سركه و گلاب به بيني بركشيدن ، و آب گشنيزتر با نقيع سماق يا عصاره شحم نارترش و مازو ، به گلاب سوده ، به چشم اندر چكانند ، و سرمه ، به گلاب سوده به چشم اندر چكانند با اندكى كافور . و اگر حلق گرفته باشد ، به شراب خرنوب غرغره كنند به آب يخ ، و غذا ، پست جو و پست عدس آميخته اندر آب انار ترش يا اندر آب غوره و اندكى شكر و طفشيل با آب غوره يا به سركه به شيره مغز بادام . و اگر در حلق 47 درشتي باشد ، پست جو اندر جلاب دهند و كشكاب كه از كشك جو و عدس مقشر ساخته باشند ، سود دارد .